مرتضى مطهرى

26

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است اما هر خدمتى لزوماً اصلاح اجتماعى نيست . اختراع داروى سل يا سرطان خدمت است اما اصلاح نيست . پيش بردن علوم ، خدمت است اما اصلاح نيست . هر پزشك كه از بامداد تا شامگاه بيمار مىبيند و معالجه مىكند ، خدمت اجتماعى مىكند اما اصلاح اجتماعى نمىكند زيرا اصلاح اجتماعى يعنى دگرگون ساختن جامعه در جهت مطلوب ، و كار پزشك اينچنين نيست . از اين رو ارزش كار خدمتگزاران بزرگ را به جرم اينكه در اصلاحات اجتماعى نقشى نداشته‌اند نبايد نديده بگيريم . كار شيخ مرتضى انصارى يا صدرالمتألهين يك خدمت است و خدمت بسيار بزرگ هم هست در صورتى كه كار آنها اصلاح ، و خود آنها مصلح به شمار نمىروند . يا مثلًا تفسير مجمع‌البيان كه در حدود نه قرن پيش نوشته شده و همواره مورد استفادهء صدها و هزارها نفر بوده و هست خدمت است اما اصلاح اجتماعى شمرده نمىشود ، كارى بوده كه يك عالم در انزوا انجام داده است . بسا افراد كه از راه تقواى شخصى و الگو بودن عينى خودشان بزرگترين خدمتها را كرده‌اند ، در حالى كه عملًا از دخالتهاى اجتماعى بر كنار بوده‌اند . پس صالحان نيز مانند مصلحان ارزشمندند و خدمت كرده‌اند گو اينكه مصلح شمرده نشوند . در جمله‌هاى بالا كه از نهج‌البلاغه نقل كرديم ، على عليه السلام نقش خود را از نظر فعاليتهاى اجتماعى به عنوان « مصلح » توضيح مىدهد . امام حسين عليه السلام هم در مجمعى بزرگ كه ايام حج از كبار صحابه در زمان معاويه تشكيل داد و سخنرانى مفصلى ايراد كرد كه در تحف‌العقول مسطور است ، در ضمن سخنانش همين جمله‌هاى پدر را آورد ، يعنى نقش خود را در فعاليتهايى كه قصد آنها را داشت به عنوان « مصلح » بيان كرد . امام حسين در وصيتنامهء معروفش خطاب به برادرش محمد بن حنفيّه نيز به كار خود عنوان « اصلاح » و به خود عنوان « مصلح » داد . در آنجا چنين نوشت : انّى لَمْ اخْرُجْ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً ، انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى ، اريدُ انْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ ا نْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اسيرَ بِسيرَةِ جَدّى وَ ابى « 1 » .

--> ( 1 ) . مقتل الحسين مقرّم ، ص 156 .